del neveshtehaye man
مقصر خود ماییم عشق را به کسانی ارزانی میکنیم که از زندگی ، جز آب و علف روزانه، نه میفهمند , نه میخواهند
 
 

دیروز در آستانه ی معبد ایستادم تا درباره ی اسرار 

و مزایای عشق از رهگذران بپرسم.

پیرمردی خمیده از كنارم گذشت و گفت :‌

عشق یك ضعف غریزی است كه 

از انسان نخستین به ارث برده ایم.

جوانی تنومند از كنارم گذشت 

و با شادی گفت :

عشق ، اراده ی است كه در نهاد ما قرار دارد 

و آینده ی ما را با گذشته ی نسلها پیوند میدهد.

زنی اندوهگین از كنارم گذشت و گفت :

عشق ، زهره كشنده ایست ، مارهای سیاهی 

كه در غارهای دوزخ بسر می برند و زهر خود را در 

فضا منتشر می كنند تا به صورت قطره های شبنم 

فرود آیند و جان های تشنه را اندكی مدهوش ، آنگاه 

یك سال ، هوشیار و سپس تا ابد بكشند!

مردی سیاهپوش با ریشی بلند از كنارم 

گذشت و با اندوه گفت :

عشق ، یك جهل كور است كه با آغاز جوانی 

آغاز میشود و با پایان آن پایان می یابد.

مردی با چهره ای گشاده از كنارم گذشت 

و با خوشحالی گفت :

عشق حكمت آسمانی است ، دیدگانمان را 

روشن می كند تا مانند خدایان بنگریم.

مردی نابینا و عصا به دست از كنار من 

می گذشت و ناله كنان گفت :

عشق ، مه غلیظی است كه آدمی را از 

هر طرف فرا میگیرد و نشانه های وجود را 

از او محو می كند تا چیزی جز سایه 

های لرزان در میان تخته سنگ ها نبیند و 

جز فریادشان را كه از قعر دره ها میآید نشنود.

جوان تار به دستی از كنارم گذشت و نغمه كنان گفت :

عشق ، شعاعی افسون كننده  است كه از 

اعماق ذات بیرون می آید و اطراف 

آن را روشن می كند تاجهان را در مرغزار و زندگی 

را به صورت خوابی زیبا ببیند.

پیرمردی سالخورده و كمرخمیده از كنارم گذشت و در 

حالی كه می لرزید و پای 

خود را بازور می كشید گفت :

عشق ، راحتی جسم در آرامش گور و سلامتی 

نفس در درون ابدیت است.

كودكی پنج ساله از كنارم گذشت و 

خنده كنان فریاد زد  و گفت :

عشق ، پدر و مادر من هستند ، هیچ كس به 

اندازه ی آنان عشق را نمی شناس و چون شب 

فرا رسید و عبور رهگذاران متوقف شد ، صدایی از درون 

معبد شنیدم كه می گفت :

زندگی دو قسم است ، نیمی از آن جامد و 

نیم دیگر شعله ور و عشق  آن نیمه شعله ور است.

من نمی توانستم سخن بگویم ، بنابراین ، به 

سكوت پناه بردم كه تنها زبان دل آدمی است.

جبران خلیل جبران



درباره وبلاگ


بهـ نامـ یگانه خالقـ هستی

اینجا دفتر مجازی منِ ، عاشقان♥ه های خودم رو اینجا مینویسم

گاهی برای خودم ، گاهی برای همسرم ، گاهی برای عشق كوچولوی خودم (پسرم)

و گاهی هم برای دوستان مجازی م كه برای من ارزشمند هستند ، می نویسم

کــور باش بانــو ...
نگاه که می کنی، می گویند: نخ داد!

عبوس باش بانــو ...
لبخند که میزنی، می گویند: پا داد!

لال باش بانــو ...
حرف که می زنی، می گویند: جلوه فروخت!

...........

دوستت دارم ها هم گارانتی‌ دارند ...

زیرش که زدی نمی‌دانستی

شرافتت را گرو.....

گذاشته بودی...

...........

شک کرده بودم کسی بین ماست !

حالا : یقین دارم من بین دو نفر ایستاده ام !

چقدر تفاوت وجود داشت ;

بین واقعیت و طرز فکر من!


بیاد آوردنت

هر روز

دردآورترین شکل فراموشی است .


آنهایی که بی عاطفه هستند روزگاری بسیار عاشق بودند


مدیر وبلاگ : مامان طاها و هانا
آرشیو وبلاگ
نظرسنجی
دوستان عزیزی که از وبلاگم دیدن می کنید لطفا نظرات خودتون رو حتما واسم در مورد مطالبم بذارین









جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
...

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

... موزیك
دریافت کد موزیک
..



                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic